خرید بک لینک

درباره سایت

عاشق اون بالاسری

امکانات وب

یکی از عجیبترین لحظههای زندگیم وقتی بود که تو دروازه دولت 7 صبح داشتم له میشدم و خانمی که کنارم وایساده بود زد رو شونهم و گفت کرم مرطوب کننده داری؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 10:58 توسط D0KH74R D!V00N3H  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 5:47

طبق معمول خوابم میاد

اهنگ/بادسرد/چایی نبات غلیظ/بارون هیچکدوم جواب نداد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 11:36 توسط D0KH74R D!V00N3H  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 5:47

دیروز آخرین جلسه تراپیم با خانم دکتر م.ش بود و حقیقتا غمم گرفته. دلم براش تنگ میشهدیروز به این نتیجه رسیدیم که نباید تو خونه بیش از حد صحبت کرد و درگیر شد چون که نتیجهای هم نداره!با توجه به این صحبتا امروز صبح خواب موندم و متاسفانه خونه نشین شدم!خلاصه که اینطوردیشبم بچهم دلخور شد ازم احتمالا. چون وسط حرفامون خوابم برد. + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ ساعت 20:42 توسط D0KH74R D!V00N3H  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 5:47

کلافه هستم. سردرد دارم. باید دوش بگیرم ولی حال ندارم.یه داستانی که درگیرشم اینه که دمای بدنم یهو میره بالا شرشر عرق میکنم و یهو دمای بدنم کم میشه و یخ میکنم. برای این دکتر برام آزمایش چربی نوشت باید زودتر برم سراغش.دستام سرده. یکم کمرم گرفته هنوز.دلم میخواد باز فردا برم پیش جادو ولی دیگه روم نمیشه. تنهایی داره اذیتم میکنه. امیدوارم ته این قصه خوب باشه. + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 19:37 توسط D0KH74R D!V00N3H  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1402 ساعت: 17:33

تفریح جدیدم چیه؟

میرم سایت متمم و به صورت رندوم یه مطلبی رو میخونم.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 19:39 توسط D0KH74R D!V00N3H  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1402 ساعت: 17:33

امشبم مثل شبای دیگه دلم میخواد حرف بزنم

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1402 ساعت: 17:33

قفلی جدید چشمک وانتونز شاید بهم بگی خیلی بده غدم خب من مدلمه!

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 14:19

شده یه اتفاقی بیوفته ذوقی و معذب شی؟

مثلا امروز بعد جلسهم از فضا زدم بیرون هندزفیری در گوش تو حیاط بودم که برم خونه. دیدم یکی داره صدام میکنه و پشمااام ریخت که اون ادم داره منو به اسم صدا میکنههههه و اومده ازم خدافظی کنه. وااقعا پشمام :)))

قشنگ اینجوری بودم

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 14:19

دیروز یه نفر جدید وارد تیم شرکت شده که از طریق ویدیوکال جلسه معرفی داشتیم.بعد این پسر به شددددت خوش خنده بود:)))در حدی که من هرچی میگفتم میزد به شوخی. بابا مرد یکم جدی باش:))بعد داشتیم راجع به کسب و کارهای راجع به پت صحبت میکردیم. گفتم اره یه سری از آرایشگاههای پت خدمات رنگ مو و فیشیال هم انجام میدن.بعد میگه فیشیال چیه. براش گفتم میگه واااا من خودم تاحالا نرفتم بعد ترکیده از خنده. :)) میخواستم بگم تو که پسری منم تاحالا نرفتم قربونتت :d + نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۴۰۲ ساعت 9:56 توسط D0KH74R D!V00N3H  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 14:19

صفحه بندی